ص61).
6-2-2رابطه استرس و عملکرد
رابطه استرس و عملکرد بدين صورت است که هر زمان استرس زيادي وجود دارد عملکرد پايين است و هر زمان استرس کمي وجود دارد باز هم عملکرد در سطح پايين است و تنها زماني که استرس در حد متوسط و بهينه است در اين صورت عملکرد فرد نيز به حداکثر ميرسد.
همان طور که در شکل 2-4 نشان داده شده است عملکرد زماني در بالاترين سطح قرار دارد که استرس بهينه وجود دارد. ممکن است ساده بودن کار باعث خستگي و بي تحرکي فرد شده و کار اضافي باعث ايجاد تنش و اضطراب شود. بنابراين اين مقدار معيني از فشار عصبي ناشي از حجم کار به دليل آن که مي تواند منجر به سطح بالايي از نيرو و انگيزش شود مفيد خواهد بود. شکل6-2 رابطه استرس و عملکرد

7-2-2 انواع استرس از لحاظ پيامدهاي آن
والتر گيلبرت و ويلبرت چن1 استرس را به سه نوع منفي ، خنثي و مثبت تقسيم کرده اند.
1) استرس منفي
منشا آن وضعيت هاي پر فشار به هم گره خورده ، تنش هاي عصبي و نيازهاي شخصي و ديگر رويه هاي ناخوشايند است. ” مانند نگراني ، فشار ، تنش ، ناکامي ، خشم ، ترس ، آزار ، دردسر ، سرسام ، خستگي ، ضربه رواني ، آشفتگي خاطر ، سزدرگمي و نارضايتي ” ( گلمچ2 و چن ، ترجمه فيروزبخت ، بيگي ، 1375 ، ص 11 )
1-Walter . H,Gilbert & Willbert Chen
2-Gmelch
2) استرس خنثي:
نگرش ها و رفتارهايي را شامل مي شود که ابتدا احساسات را بر مي انگيزند. اما بايد آنها را خنثي بدانيم چون اگر احساسات را به نحو مناسبي کنترل نمائيم و ديدگاه صحيحي در مورد آنها داشته باشيم حتي مي تواند تجارب مثبتي به شمار آيند. مانند: “تغيير، مسئله، تعارض، بحران، سر و صدا، پول، فرصتها، ارتباط، انتقاد عدم توازن، ناراحتي، انتظارات، برنامه ها، تلفن ها، غير منتظره بودن” (همان منبع)

3) استرس مثبت:
هيجان هايي هستند که مثبت يا خوشايند تلقي مي شوند و موجب استرس هاي خوشايند مي گردند. مانند موفقيت، ارتقاء، چالش، فرصت، توسعه، پيشرفت، تهيج، بهبود، خلاقيت، دوستي، ازدواج، فرزندان، انگيزش، تعطيلات، دارايي (همان منبع).
انسان ها داراي نقطه اوج يا حداکثر تحمل براي استرس هاي مثبت (خوشايند) و منفي (ناخوشايند) هستند. تعيين حداکثر ميزان تحمل انسان ها در مقابل استرس ها، استانداردپذير نيست و به بسياري از عوامل جسمي رواني و نظاير اين ها بستگي دارد. به طور خلاصه مي توان گفت که تمام انسان ها در مقابل انواع مختلف اسارس مناسب ترين عکس العمل ها و رفتارها را از خود نشان مي دهند وليکن چنانچه ميزان اينگونه فشارها بيشتر از اندازه تحمل باشد نتايج نامطلوب و حتي خطرناک و غير قابل جبراني را در بر خواهد داشت.

8-2-2 علايم و نشانه هاي استرس :
الواني و معمار زاده (1377) مطرح مي کنند که نشانه هاي فشار عصبي را مي توان به پيامدهاي زير تفکيک کرد:
1-8-2-2 پيامدهاي فردي :
پيامدهاي فردي نتايجي هستند که عمدتاً بر فرد اثر مي گذارند. پيامدهاي فردي فشار عصبي را مي توان به سه گروه رفتاري، رواني و جسماني تقسيم کرد.
پيامدهاي رفتاري فشار عصبي واکنشهايي هستند که ممکن است باعث ايجاد آسيب به فرد يا ديگران شوند. نشانه هاي رفتاري نشانه هايي هستند که مي توان گفت به طور مستقيم متوجه خود فرد شاغل است و شامل رفتارهايي است مثل: صرف روز افزون مشروبات الکلي، پر خوري يا بي اشتهايي، رفتارهاي ستيزه جويانه در برابر همکاران يا اعضاي خانواده، کناره گيري از ديگران، جويدن ناخن، چنگ زدن به موها، داشتن افکار مزاحم و بي مورد و وسواسي شدن.
پي آمدهاي رواني فشار عصبي بستگي به سلامت جسماني – رواني فرد دارند.
نشانه هاي رواني آن دسته از مشکلات عاطفي شناختي هستند که بر اثر ناراحتي هاي ناشي از استرس شغلي بروز مي کنند. از نشانه هاي رواني مي توان به افسردگي، اضطراب، ملامت و خستگي، احساس ناکامي، انزوا و بيزاري، ترسهاي بيمارگونه، هجوم هراس و پريشاني، بدگماني، احساس گناه، تغيير خلق و خوي، تحريک پذيري، احساس تنها ماندن و نگراني بيش از حد اشاره کرد.
پي آمدهاي جسماني فشار عصبي ممکن است باعث بروز بي نظميهاي جسمي نيز شود. پي آمدهاي جسماني فشار عصبي بر وضع جسمي فرد اثر مي گذارند.
برخي از نشانه هاي جسماني فشار عصبي عبارتند از : سردرد، کمردرد، درد گردن، تنفس نامنظم، تپش ناگهاني قلب، بي قراري، پرشهاي عصبي، تعريق، لرزش، سرگيجه، خستگي مفرط، تهوع، افزايش حساسيت نسبت به سر و صدا، زخم معده و ساير دردهاي بدني.
2-8-2-2 پيامدهاي سازماني :
پيامدهاي سازماني فشار عصبي شامل موارد زير است :
1- عملکرد :
يکي از پيامدهاي واضح فشار عصبي شديد، کاهش عملکرد مناسب و درست است. اين کاهش در مورد کارگران اجرايي به صورت کيفيت ضعيف کار و افت بهره وري متجلي مي گردد. در مورد مديران ممکن است به معني تصميم گيري غلط يا بر هم زدن روابط کاري با ديگران به دليل عصبانيت و ناسازگاري باشد.
2- کناره گيري :
کناره گيري نيز مي تواند نتيجه فشار عصبي باشد. مهمترين انواع کناره گيري عبارتند از: غيبت و استعفاء. اشخاصي که براي مقابله با فشار عصبي دوران سختي را در محيط کار مي گذرانند احتمالاً بيشتر بيمار مي شوند و يا به منظور پيدا کردن سازمان بهتري به ترک سازمان خود مي انديشند.
3- طرز تلقي ها :
يکي ديگر از پيامدهاي مستقيم سازماني فشار عصبي کارکنان، به طرز تلقي مربوط مي شود. رضايت شغلي، روحيه، تعهد سازماني همزمان با انگيزش فرد از فشار عصبي صدمه مي بيند. شکل 3-2 علل فشارهاي زندگي و سازماني و پيامدهاي آن را نشان داده است.
شکل 7-2 علل فشارهاي زندگي و سازماني و پيامدهاي آن

منبع : مورهد/ گريفين، ترجمه الواني و معمار زاده، 1377، ص 168

همان طوري که در شکل 2-3 نشان داده شده است فشارهاي زندگي شامل: تغيير زندگي و فاجعه زندگي است و فشارهاي عصبي سازماني عبارتند از: الزامات وظيفه، الزامات فيزيکي، الزامات نقش و الزامات درون شخصي. الزامات شغلي شامل (نوع شغل، تامين، کار زياد)، الزامات فيزيکي شامل (حرارت، طرح دفتر)، الزامات نقش شامل (تضاد، ابهام) و الزامات درون شخصي و ادراکات روابطي شامل (فشار گروهي، سبک رهبري و شخصيتي) است. هر يک از اين فشارهاي زندگي و سازماني پيامدهاي رفتاري، رواني، جسماني، کاهش عملکرد، غيبت و ترک کار و کاهش انگيزش و رضايت را در پي خواهد داشت.

9-2-2 استرس معلمان
از اواسط دهه 80 و پس از اعلام قاطع و رساي ميلشتاين و گوالتسويسکي1 (1985) براي توجه به استرس معلمان، مطالعات متعددي در کاوش اين پديده مهم انجام شده است. مطالعات، معلمان را با ساير متخصصان مقايسه کرده اند و غالباً يافته اند که معلمان مدارس يکي از بالاترين و اغلب بيشترين سطوح استرس شغلي را گزارش کرده اند (کوپر و کلي2، 1993، کوکس و بروکلي3، 1984؛ کايرياکو4، 1980؛ فلچر5، 1982؛ نول و والاند6، 1981).
مهم تر اين که به نظر مي رسد، استرس معلم به شکل پاسخ هاي متنوع بدني (سردرد، سرگيجه، دردهاي شکمي، بي خوابي، خستگي)، روان شناختي (عدم رضايت شغلي، اضطراب، تنش، بي قراري، افسردگي) و رفتاري (بازنشستگي زودرس و يا استفاده از دارو،
سيگار، داروهاي اشتها آور) اظهار مي شود که براي کار حرفه اي معلمي زيان بار است (نيدل، گريفت، سوندسون و برني7، 1980؛ هيوس، 1990).
در بررسي مشهور بين المللي در مورد استرس معلمي، کايرياکو و ساتکليف 8(1978) استرس معلمي را چنين تعريف مي کنند: استرس معلمي پاسخ معلم است به عواطف نامطلوب مثل تنش، ناکامي، اضطراب، خشم و افسردگي ناشي از جنبه هاي شغلي او به عنوان معلم.
کايرياکو و ساتکليف (1977) پژوهش چند محقق را ذکر مي کنند (کارانزا9، 1972؛ دانهام10، 1976؛ سيمسون11، 1962؛ سولومون12، 1960) و از طريق تحليل آن ها نشان مي دهند که چگونه استرس در ميان معلمان متجلي مي شود. آن ها مطرح مي کنند که دو نوع پاسخ اساسي متداول به استرس در ميان معلمان وجود دارد: اولين پاسخ که با سردرد، اختلالات معده، آشفتگي هاي خواب، فشار خون بالا و کهير پوست همراه بوده و در موارد طولاني به بيماري افسردگي منجر مي شود، ناکامي است. دومين نوع پاسخ، اضطراب است که با احساس بي کفايتي، عدم اطمينان، ابهام در تفکر، و گاه هراس همراه است.

1- Milstein & Goalszewiski 5- Fletcher 9- Carranza
2- Cooper & Kelly 6- Nevell & Wahlund 10- Dunham
3- Cox & Brockly 7- Needle, Griffith, Svendson & Berne 11- Simpson
4-Kyriacou 8- Sutclife 12- Solomon
موارد اضطراب شديد ممکن است به نشانه هاي روان تني مانند تيک چشم، کهير زدن عصبي پوست، از دست دادن صدا، و از دست دادن وزن بيانجامد. استرس طولاني مدت مي تواند به از هم پاشيدگي عصبي منتهي شود. دانهام (1976) بدين نتيجه رسيد که غيبت، فرار از مدرسه، ترک آموزش، غيبت ناشي از بيماري و بازنشستگي زودرس، شکلهايي از کناره گيري ناشي از موقعيت هاي فوق العاده استرس زا هستند.

بر طبق الگوي استرس معلمي کايرياکو و ساتکليف(1985)- درک استرس ناشي از استنباط معلم است از اين که:
1) خواسته اي بر او تحميل مي شود؛
2) او از برآوردن اين خواسته ها ناتوان است يا براي برآوردن آن ها مشکل دارد؛
3) بنابراين، شکست در انجام آنها بهداشت رواني و فيزيکي او را تهديد مي کند. عنصر کليدي در اين الگو درک معلم از تهديد است. اين عناصر تحميل شده بر معلم مي توانند عناصر خود تحميلي باشند يا ديگران به وي تحميل کرده باشند. بالقوه ترين تهديدهاي سلامت رواني ترس از دست دادن وجهه يا عزت نفس در نزد خود يا ديگران است، نه ترس از اخراج شدن به دليل
عدم کفايت. کايرياکو و همکارش (1977، الف، 1978، 1979) بر نقش ادراک معلم از شرايط خود و ميزان کنترلي تاکيد مي ورزند که او فکر مي کند بر آن ها دارد. پژوهشگران ديگر (فيليپس و لي1، 1980؛ پاين و فلچر2، 1983؛ تلنبک، برنر و لافگرن3، 1983) نيز بر ماهيت حساس اين عوامل توافق دارند و به نتايج يکساني رسيده اند.
مي توان با اطمينان گفت منابع استرس معلم چندگانه است. براي اهداف فعلي، کافي است بگوئيم پژوهشهاي زيادي نشان داده اند که منابع استرس معلمي شامل موارد ذيل مي شوند: رابطه ضعيف معلمان با همکاران، با دانش آموزان، با روسا؛ عدم امکان ارتقاي شغلي، شرايط نامطلوب کاري، مثل کار بيش از حد؛ سوء رفتار دانش آموزان، وضعيت نامطلوب اقتصادي اجتماعي، و تعارض نقش (کايرياکو و همکاران، 1978 ب؛ ليت و ترک، 1985نيدل و همکاران، 1980به نقل ازآگيلار ، وفايي ، 1379 ) .

1- Phllips & Lee
2- Payne
3- Tellenbak , Brenner & Lofgren

3- بخش سوم -تعهد سازماني
1-3-2-تعاريف تعهد
تعهد از موضوعات مهم مديريت ، بويژه رفتار سازماني است که اخيراً توجه زيادي به آن معطوف شده است. نه تنها مطالعاتي که مستقيماً در ارتباط با ايجاد تعهد و نتايج آن است به طور قابل ملاحظه اي افزايش يافته، بلکه در اغلب پژوهش هايي که تأکيد اصلي آنها تعهد نيست، تعهد را به عنوان يک متغير مد نظر قرار داده اند.در اثر توجه زيادي که به تعهد شده است،اين موضوع از جنبه هاي تئوري و عملي توسعه يافته است.يکي از ابعادي که دتعهد در آن گسترش يافته،مفهوم تعهد است.
تعهد يکي از ارکان اخلاق در هر جامعه است.به همين دليل،اين مفهوم عضويت محوري در تمام نظريه هاي اخلاق دارد.منتهي بعضي از نظريه ها،تعهد و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید